تبليغاتX
وب‌گل

      میان هزارویک گفتار و کرداری که این دو-سه‌سال، از استاد «محمّدرضا لطفی» سرزد، باری شنیدیم که: در همین سرای بی‌کسی، سازی را 2نفری می‌نواختند؛ این‌یکی (لطفی) دسته‌ی «تار» می‌گرفت و آن یار دبستانی‌اش (حسین علیزاده) «مضراب» می‌زد! [به‌قول عمران صلاحی:] حالا حکایتِ ماست؛ دمادم شهریور و نخستین‌روزش، 2مناسبت موسیقایی را یک‌جا جشن‌می‌گیریم!

     1. امروز «حسین علیزاده» پا از رودخانه‌ی 56ساله‌ی زنده‌گی‌اش بیرون می‌نهد و آرام-آرام راهی پیرانه‌سری می‌شود! این «نیمای تار ایران» آرام‌نخواهدگرفت مگر نوآوری‌هایش ته‌بکشد؛ «هم‌آوایی» که چندصدسال خاموش بود، «وزن‌شکنی شعر» که کم‌تر دیده‌بودیم، «ساز ایرانی و ارکستر جهانی» هم که بوده، این‌جورش نه! می‌ماند «صدای زن»... اگر انقلاب 30ساله‌ی ما باشد نوپا، «آواز ایرانی بانوان» هم از آثار علیزاده پاگرفته! پس نه او را سکوت و خاموشی‌ست، نه سزایش فراموشی...

چو دریا دُرفِشان، از جوش منشین
سخن‌سرکرده‌یی، خاموش منشین
به دل گوباش خاشاکی به خاکی؛
چو درکف هست خاکی، نیست باکی!
جهان گر جمله از من رفت، گو رو!
ز مُشتی خاک ریزم طرحش از نو...
غم هر بوده و نابوده تاچند...؟
حکایت‌گفتن بی‌هوده تاچند...؟
[مَفاعیلُن مَفاعیلُن فَعولُن]
» میرزانصیر اصفهانی (قرن 12).

» قطعه‌ی دادوبیداد (هم‌آوایی) / آهنگ‌ساز: حسین علیزاده / اجرا: گروه هم‌آوایان (محسن کرامتی، افسانه رثایی، هما نیک‌نام: آواز / علی صمدپور: دمام / داریوش زرگری: تنبک / حسین علیزاده: تار، تنبور) / مقام: دادوبیداد / آلبوم: راز نو.

     این «چشمه‌ی جوشانِ خلّاقیّت»، آغاز هزاره‌ی نوواره‌یی را مژده می‌دهد که چشم تاریخ، نام «سایه و لطفی و شجریان و مشکاتیان و... فرزندان‌شان» را هم‌تراز «باربد و نکیسا» می‌بیند... نیما، کیوان، صبا، کاوه، آوا، تهمورس، امید، حافظ، سهراب، کامبیز، سیاوش و... همایون!

 

      2. این چندشب (31مرداد، 1 ، 3 و 4شهریور)، «گروه دستان» سرگرم نخستین کنسرت مستقل «همایون شجریان» است؛ اجرایی از پی‌وند 3نسل «کانون فرهنگی چاوش»: تار و کمانچه‌ی «حمید متبسّم و سعید فرج‌پوری»، هم‌نواز بربتِ باستانی «حسین بهروزی‌نیا»ی جوان می‌شوند و «پژمان حدّادی و بهنام سامانی» با شیوه‌ی نوینی از سازهای کوبه‌یی، هم‌راهی‌شان می‌کنند. چشمه‌ی اشعار هم از هامونِ غزلّیات «عطّار و مولانا» می‌گذرد و _چون همیشه_ چندصباحی میهمان باغ شیراز و «سعدی و حافظ» است. 5آلبوم مستقل «همایون شجریان»، نمایان‌گر علاقه‌ی او به «فریدون مشیری»ست و «محمّدرضا شفیعی‌کدکنی» هم به‌یادگار از پدر، امّا از توده-چگامه‌های «سیاوش کسرایی» سالیانی‌ست، در موسیقی ایرانی، تصنیف و ترانه‌ی تروتازه‌یی نیافریدند؛ که عزم «علیزاده» می‌طلبد و آواز «شجریان» یا ارکستر «فرهاد فخرالدّینی» و تنظیم «حسن یوسف‌زمانی»!

به من گفتی که دل دریا کن، ای‌دوست...
همه دریا، از آنِ ما کن، ای‌دوست...
دلم دریا شد و دادم به‌دستت؛
مکش دریا، به‌خون پروا کن، ای‌دوست...

کنار چشمه‌یی بودیم درخواب،
تو با جامی ربودی ماه از آب؛
چو نوشیدیم از آن جام گوارا:
تو نیلوفر شدی، من اشکِ مهتاب!

تن بیشه پُراز مهتابه امشب...
پلنگ کوه‌ها در خوابه امشب...
به‌هر شاخی، دلی سامون‌گرفته...
دلِ من در تنم بی‌تابه امشب...
[مَفاعیلُن مَفاعیلُن فَعولُن]
» سیاوش کسرایی.

» تصنیف: اشک مهتاب / آواز: محمّدرضا شجریان (سیاوش بیدکانی) / آهنگ‌ساز: حسن یوسف‌زمانی / دستگاه: دشتی (درآمد / بیات راجع / عشّاق).


     آن‌چه _نصف‌ونیمه_ رو به تماشای شماست، حاکی از پراکنده‌گی احوالِ ماست؛ مشغله‌ها چنان‌ست برای‌مان که هنوز «وب‌گل‌نامه‌ی حسین علیزاده» به‌پایان نرسیده و ویرایش دست‌نوشته‌ی زیبای سرکار خانم «مینو» مانده و چند عکس و آهنگ که باید آپ‌لود شود... این شرمنده‌گی ما را به‌بار می‌آورد امّا چندان طول‌نخواهدکشید و عهد را وفا می‌کنیم! از این‌سان، منتظر نفس‌های گرم شما با بادِ صبا هستیم...

      بر این‌همه، مشکلات زار اینترنتی ایران و سرویس نحیف بلاگ‌فا را هم بی‌افزایید که هم‌چنان ادامه‌دارد...

برگه‌ی ِ 137-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

در این ولایت... تعداد انگشت‌شماری خبرگزار دولتی داریم که هرچه ما و روزنامه‌ها بی‌آوریم، به‌لطفِ «انحصارطلبانه»ی ایشان‌ست! هدف‌مندی، سفارشی‌کاری، غرض‌ورزی و... دروغ‌پردازی، ازمیانِ هزاران صفت شومی‌ست که می‌توان به ساختار مدیریّتی این مدّعیانِ خبرگزار نسبت‌داد. جز این نبوده و بیش‌از آن هم چشم ما به انتظار یک اطّلاع‌رسانی حقیقی از ایشان آب نمی‌خورد! اگر گزاره‌ی رسانش خبر در اختیار «مخابرانِ راستین»اش باشد که... زهی کشک! کدام راستی؟ کدام خبررسانی؟

 

. . .

در دل من همه کورند و کرند؛

دست‌بردار از این «در وطن خویش غریب»!

- قاصدِ تجربه‌های همه‌تلخ،

با دلم می‌گوید:

تو دروغی، تو دروغ!

                           تو فریبی، تو فریب...

» مهدی اخوان‌ثالث (م. امید)؛ قاصدک

 

«ایسنا، ایرانا، فارس و... مهر» جمله‌ی سردم‌دارانِ این خطّه‌ی فریب و دروغ‌اند؛ بی‌آن‌که روی از هم برگردانند و در جبهه‌گیری با خود باشند، هرکدام منسوب به سازمانی _رسمن_ دولتی هستند و نهانی از نهادی _اطّلاعاتی_ دستور می‌گیرند. روشن‌است که در دامنه‌ی 2کوهه‌ی چپ و راستِ سیاست، همیشه گردش به کدام کوی و برزن داشتند؛ مهرورزی! اصلن نه این و نه آن _گور پدر هر2تاشان!_ دردا و فغان که قشر بی‌کس و کار و آزار ِ «هنرمند» هم...، بازی‌چه‌ی نامردمی‌های سیاسی و مسخره‌ی نیشخندهای صداوسیمایی هستند. «مرد هزارچهره»ی «مهران مدیری»، نمونه‌ی بس آشکار این عرصه‌ی سخره‌ورزی بود و چَه‌چَه‌های زورکی پیام‌های بازورگانی (همان آگهی بازرگانی) از دیگر شیطنت‌های برنامه‌سازان فرهنگ‌دوست و میهن‌پرست و ایضن اسلام‌شناس «صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران»...!

ز بام و در، همه‌جا، سنگِ فتنه می‌بارد:
کجا به‌در برمت؟ ای دلِ شکسته، کجا؟

فروگذاشت دل آن بادبادن که می‌افراشت،
خیالِ بحر کجا، این به‌گِل‌نشسته کجا؟

چنین که هرقدمی، هم‌رهی فروافتاد،
به منزلی رسد این کاروانِ خسته کجا؟

چه عشق خوش ز دلِ پاره‌پاره می‌طلبی؟
نشاطِ نغمه کجا، چنگِ زه‌گسسته کجا؟
[مَفاعِلُن فَعَلاتُن مَفاعِلُن فَعَـلُن]
» ه. ا. سایه؛ تهران، 15 اسفند 1353، کتاب: یادگار خون سرو: این غزل پس‌از اعلام تأسیس حزب رستاخیز!! گفته‌شده‌است.

 

وادی موسیقی معاصر _که به‌واسطه‌ی پل «سایه»، «شجریان و لطفی و علیزاده و مشکاتیان» را به «شعر و عشق و سیاست و شعور اجتماعی می‌پیونداند» _ نیز از تیزی این تیغ‌ها دورنبوده و سراسر محجور است.

جدالی که چندی‌پیش میانِ خبرنگارانِ بی‌سوادِ این خبرگزاری‌ها، با نگارنده‌ی جسور وب‌لاگ اختصاصی همایون شجریان (سهند سلطان‌دوست) رخ‌داد، شکایتی را حکایت‌می‌کرد از روایتِ «کنسرت استاد شجریان و گروه جوانِ شهناز». خوش‌وقتانه «ایسنا» سکوتِ بی‌خبری نگزید و چنان فوّاره‌زد که گویی طرّه‌ی موی را به‌آتش کشیده‌اند!!! ...و در پاسخ چنین شیند:

» واکنش «ایسنا» به مطالب انتقادی «شجریانی‌ها» و وبلاگ «همایون شجریان»

ظهر امروز، خبرگزاری ایسنا خبری را با عنوان «انتقاد از نحوه‌ی بازتاب خبری كنسرت استاد آواز ايران و گروه شهناز» منتشر کرد. ایسنا در این گزارش، به مطالبی که در وب‌سایت «شجریانی‌ها» و وبلاگ غیررسمی «همایون شجریان» در نقد چگونگی پوشش خبری کنسرت نوشته شده بود، اشاره کرده است.

گفتنی‌ست که این وبلاگ در تاریخ ٣١ خرداد، در مطلبی طنزآمیز به شیوه‌ی نگارش خبرگزاری یادشده و خبرگزاری فارس پرداخته و نحوه‌ی خبررسانی این دو رسانه را نقد کرده بود. همچنین دوست عزیزمان در وب‌سایت شجریانی‌ها، جناب آقای علی میرزایی در مطلبی جداگانه، به‌طور مفصل چگونگی پوشش خبری رسانه‌های دولتی از کنسرت استاد شجریان را به‌نقد کشیده بود.

پست شماره‌ی 137 +

وب‌لاگ اختصاصی همایون شجریان +

دوشنبه، دهم تیر 1387

سهند سلطان‌دوست


لابه‌لای پرونده‌های خاک‌خورده‌ی وب‌گل:

01. آواز «شجریان» را در تهران، بدون «همایون»، شوری‌ست در همایون!

02. پاره‌گزارشی از شب نخست كنسرت محمّدرضا شجریان و گروه شهناز

03. گزارش آشوبی ایسنا از كنسرتی یک‌لاقبا...!

04. پوشش خبری از نوع وبلاگ همایون شجریان!

05. شیرین‌نماهایی از شیرین‌کاری‌های عکّاس خبرگزاری فارس!

06. خبررسانیِ شورانگیزِ «خبرگزارانِ دولتی» از همایون شجریان، در تابستانِ بی‌برقی...!

07. بوق‌وکرنایِ «خبرگزاری»ها در پَرزدنِ «خسرو شکیبایی»ها...!

08. اعتمادِ «همایون شجریان» به روزنامه‌نگارانِ وطنش، ایران!

09. پرونده‌سازی‌های «خبرگزاران» از «موسیقی‌دانانِ جوان»! - پاره‌ی 1

10. پرونده‌سازی‌های «خبرگزاران» از «موسیقی‌دانانِ جوان»! - پاره‌ی 2


 

...هرچند به‌نظر نمی‌رسید کَنِش یک وب‌لاگ از اشتباه خبرگزاران، توجّهی را معطوف به‌خود کند، امّا از «واکنش ایسنا» که بگذریم و اعتراض‌های مکرّر «خبرنگاز فارس» (در بخش نظرات وب‌لاگ همایون شجریان) را _به‌جهت رسمیّت‌نداشتن!_ نادیده بگیریم، گویا در بازتات «نخستین کنسرت مستقل همایون شجریان با گروه دستان»، «مهر و فارس» تمایل چندانی به تکرار دست‌پخت بی‌مزّه‌ی پیشین نداشتند و «ایسنا» هم جز گلایه‌های کلیشه‌یی‌اش، خبررسانی کرد و پیازداغ نیفزود! البته برنامه‌ریزی بی‌نقص شرکت «دل‌آواز» هم _که حاصل از تجربه‌ی اوّلین فروش اینترنتی بلیت کنسرت در ایران است_ می‌تواند آبِ خنکی روی جلز و ولزهای بی‌هوده‌ی این‌ها بریزد!!

امشب، سومین اجرای همایون و دستان در تهران خواهدبود...؛ تا پایانِ شب چهارم، نمی‌توان کرم‌ریزی (ببخشید: مهروزی)های خبرگزاری‌های را پیش‌بینی کرد! وانگهی صبر...

 

چه بگویم؟ - سخنی نیست!

می‌وزد از سر امّید، نسیمی؛

لیک، تا زمزمه‌یی سازکند،

درهمه خلوتِ صحرا

به رهش...

 

نارونی نیست!

چه‌بگویم؟ - سخنی نیست!

...

از آمد و رفت شبِ بد، چشم

خسته‌ست.

چه بگویم؟ - سخنی نیست!

در همه خلوت این شهر،

آوا...

» احمد شاملو (ا. بامداد)؛ سخن نیست.


..:. پس‌نوشت

تا این‌جا که می‌نوشتیم، از گزارش‌های «کنسرت دستان و همایون شجریان»، تنها «فارس و مهر و ایسنا» عرض اندام کرده‌بودند! عجم از پیش‌بنین خودم که: «وانگهی صبر» و دیدن مهرورزی‌های «ایرنا» از پشتِ ابر...!

«دستانِ خالی گروه دستان» و افکار مبتکرانه‌ی خبرنگار جمهوری اسلامی ایران، از اجرای «همایون شجریان»، چنان کشک‌است که... جواب عراجیف ایرانا را به‌رندانه‌گی، دوست خوبم «سهند سلطان‌دوست» نوشته...

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) دقایقی پیش، مطلب غیرقابل‌تحملی را تحت عنوان «دستان خالی گروه دستان» روی خروجی خود فرستاد که واژه‌ای جُز «لجن‌آلود» را برای توصیف آن روا نمی‌یابم.

«ایرنا» همواره وانمود کرده نسبت به رویدادهای مهم و پرمخاطب عرصه‌ی موسیقی بی‌توجه است و در بین دیگر خبرگزاری‌ها و رسانه‌های نوشتاری، کمترین حجم اخبار را به موسیقی اختصاص می‌دهد. اما هر از چند گاهی خبرنگاران مغرض این رسانه، قلم آلوده‌ی خود را به‌حرکت درآورده و راجع به هنری یاوه‌گویی می‌کنند که متأسفانه سر از هیچ کجای آن به‌در نمی‌آورند. البته دور از ذهن نیست که مرتبط‌ترین رسانه به دستگاه حکومتی که سرسختانه موسیقی را حرام می‌خواند و آلات آن را از دیدگان مردم هنردوست مستور می‌دارد؛ علیه فرزند و جانشین خلف یگانه‌استاد آواز ایران و گروهی که برگزیده، جبهه‌ی سفت و سخت بگیرد. سر باز زدن استاد شجریان از نزدیکی و همکاری با رسانه‌ها و دستگاه‌های دولتی از جمله «صدا و سیما» (و رسانه‌های مرتبط) سبب ایجاد عقده‌ای گشایش‌ناپذیر در دلِ سیاه اینان گشته است که درک آن چندان دشوار نمی‌نماید.

پست شماره‌ی 161+

وب‌لاگ اختصاصی همایون شجریان +

شنبه، دوم شهریور 1387

سهند سلطان‌دوست

 

برگه‌ی ِ 136-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

آن‌چه که پیش چشمان شماست، «وب‌گل» نیست! درخواست‌های فراوان اندی‌از خواننده‌گان موجب‌شد تا اندکی در کار ما تأخیر افتد که به تغییر و تحوّل دیگربار وب‌لاگ بکوشیم...

این ریخت‌وقیافه، پای‌دار نیست و موقّتن (1.)قالب وب‌لاگ تغییر می‌کند / (2.)پی‌وندهای دوستان و بزرگان تاچندی نمایش‌داده‌نمی‌شود / (3.)نوشتارهای پیشین وب‌لاگ که روی زمینه‌ی تیره کارشده‌بود، با این صفحه‌ی سپید دیده‌شدنی نیست / (4.)موسیقی وب‌لاگ با مشکلاتی روبه‌روست که دوامی ندارد و... به‌زودی همه‌ی این مسائل، با هم‌یاری و هم‌کاری شما دوستان، در آبِ گِل‌آلود بلاگ‌فا حل‌شده و «وب‌گل» به روند همیشه‌گی خود، البته با طرحی نو، بازمی‌گردد!

برجِه ساقی... طَرَب آغازکن!
وز مِی ِ کهنه بنه آواز ِ نو!
[مُفتَعِلُن مُفتَعِلُن فاعِلُن]
» مولانا جلال‌الدّین رومی.

» تصنیف: راز ِ نو (نوا، آواز ابوعطا) / آهنگ: استاد «حسین علیزاده» / اجرای «گروه هم‌آوایان» / آلبوم: راز نو (1376).

 

...و نیز بی‌افزایم که فردا (پنج‌شنبه، 31/مرداد/1387) نخستین روز «کنسرت همایون شجریان و گروه دستان»، در ایران است، که باز هم «تالار بزرگ کشور» پذیرای بی‌فرهنگ این فرهنگیانِ هنرمند خواهدبود.

روز جمعه (اوّل شهریورماه 1387) هم زادروز استاد «حسین علیزاده» و بهار پنجاه‌وهشت‌ساله‌گی «نیمای تار ایران» است. چونان رسم پاس‌داشت بزرگان‌مان، «وب‌گل» جشن‌نامه‌یی را، به‌قلم یار دیرین این وب‌لاگ، «مینو»خانوم، آفریده که با سرافرازی تمام، تا به‌اتمام‌رسیدنِ ویرایش آن، می‌کنیم تقدیم‌تان!

یاده‌مان نرود که چهارم شهریور (2شنبه‌ی نزدیک)، سال‌گرد درگذشت «مهدی اخوان‌ثالث» هست و گاه‌نامه‌ی «امرداد» هم (درشماره‌ی پیاپی 190) با نما و نوشتار شکوه‌مندی، پذیرای اشعاری از «م. امید» گشته و در گفتاری کارکشته (از «بهنام مرادیان») و طرحی اسطوروار و سنگ‌نبشته (از «سیامک جمشیدی‌زاده») یادی از «راوی قصّه‌های رفته‌از یاد» آورده.

دیگر هرچه خبر باشد را در «قاصد روزانِ وب‌گل (پیوندهای روزانه)» ببینید و بخوانید... تا دوباره به آن شکل‌وقیافه‌ی آرمانی دست‌یابیم (!) آن‌قسمت سرفراز و «هم‌نفسی شما با باد صبا (نظرات)» بازست!

برگه‌ی ِ 135-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

«وب‌گل»خوانانِ جان می‌گویند: «وب‌گل‌جان، این‌همه به یک موضوع بندنکن؛ ول‌کن»! ...و ما هم چنان حرف‌شان را به‌گوش می‌آویزیم که یک‌ماهِ تمام، فقط به «موسیقی (در نمایه‌ی ارغنون)» پرداخته‌ییم!

باری، خرده‌می‌گیرند و می‌افزایند: «وب‌گل با این وب‌لاگِ گُل‌مَن‌گلیش چشم‌وچال مارا به‌درآورد و با سیاهه‌هایش، ناخواسته سوگ‌وارمان کرد؛ بسی‌ست این‌همه رنگ‌آوری و دل‌تنگ‌آوری، بسی‌ست!» ...که ما هم هیچ به خرجمان نرفت و در تمام جنگ‌ها، تک‌سوار انقلاب رنگ‌ها شدیم!

صحبت از خودخواهی و یکّه‌تازی نیست... «وب‌گل» سپیدپوش و سپهراندیش بود که «عمران صلاحی» روزگارش را «سیاه»کرد و رفت! «گل‌آقا» پیش‌تر رفته‌بود و استاد «جواد معروفی» و «ایرج بسطامی» هم...؛ امّا سرنوشت روی سر ما نوشت «زنده‌گی، فرصت چندانِ شستن یک بشقاب نیست! / تا نگاه می‌کنی وقتِ رفتن‌ست!! / من و تو چرک‌ولیکم!!! / حالیا نرو... بیا!». امان ندادند و سربریدند: از پس «پرویز یاحقّی»، «جعفر ابراهیمی (شاهد)» هم پرکشید و «نادرخان ابوالمشاغل» نیز... «مهران قاسمی» پروبال بست و «احمد بورقانی فراهانی»... در نهایتِ سکوت «ثمین باغچه‌بان» خاموش‌شد و «مریم فیروز» گیاخاک سرزمین ناپاکش شد... «م. ا. به‌آذین» خیلی زودتر از این‌ها به مادر زمین پیوست... حافظه درمانده از این‌همه نام مانده که «منوچهر آتشی» ناگاه چه‌شد... اوج این بی‌زبانی، «پرواز رویایی خسرو شكيبايى» بود و «احمد عاشورپور»...

...و تمام این سیه‌روزان را زیر سایه‌ی بزرگ «ابتهاج» بودیم:

 

آسمان زیر بال اوج تو بود...

چون شد ای‌دل که خاک‌سار شدی؟

سر به زیر داشتی و، دریغ...

زیر ِ پای ستم غبار شدی!

 

ترسم ای دل‌نشین دیرینه،

سرگذشت تو هم ز یاد رود!

آرزومند را غم جان نیست؛

آه، اگر آرزو به‌باد رود...!

» شکست؛ ه. ا. سایه، تهران، دی‌ماه 1332، کتاب: یادگار خون سرو

برگه‌ی ِ 134-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

از خرده‌گیری بر شیوه‌ی خبررسانی، می‌فرمودیم «وب‌گل» نمی‌داند چرا این‌همه وقت، صرفِ غلط‌گیری یک خبر ِ خبرگزاری‌ها می‌کند! ...امّا آن‌چه (پیش‌تر) از فارس خوانیدم را را از یک خبرگزاری دیگر _بدون غلط‌گیری_ بخوانید:

دوشنبه 21 مرداد 1387 13:22:01

شماره‌ خبر :280416

هفتم و هشتم شهريور

«عليرضا قربانی» در كاخ نياوران می‌خواند

گروه هنر: كنسرت گروه اشتياق به سرپرستی و خوانندگی عليرضا قربانی به همراه كوارتت‌زهی و با تمركز بر اشعار عرفانی مولانا در روزهای هفتم و هشتم شهريورماه در مجموعه فرهنگی و تاريخی نياوران برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، كنسرت گروه اشتياق به سرپرستی و خوانندگی عليرضا قربانی به همراه كوارتت‌زهی در اوايل شهريورماه در مجموعه فرهنگی و تاريخی نياوران برگزار می‌شود.

[علی قمصری و علیرضا قربانی در کنفرانس خبری کنسرت کوآرتت زهی ایران و گروه اشتیاق، شهریورماهِ 87؛ عکس: فاطمه بهبودی (ایکنا)]

در نشست رسانه‌ای كه امروز دوشنبه 21 مردادماه ساعت 30/11با حضور «عليرضا قربانی» سرپرست و خواننده و «علی قمصری» آهنگساز و نوازنده تار گروه موسيقی اشتياق در سالن كنفرانس خانه هنرمندان برگزار شد، «عليرضا قربانی» گفت: گروه اشتياق نزديك به 5 سال در فستيوال‌های مختلف بين‌المللی حضور داشته و ماحصل آن در كشورهای اروپايی و آفريقايی ما را بر آن داشت كه كنسرت مستقلی با گروه اشتياق در ايران داشته باشيم.

وی افزود: به اعضای گروه نفراتی اضافه شدند و با اضافه‌شدن اين تعداد به گروه تصميم گرفته شد كه كنسرت در ايران برگزار شود و تاريخ آن هفتم و هشتم شهريورماه در كاخ نياوران در نظر گرفته شد.

سرپرست كنسرت گروه اشتياق در ادامه گفت: اين كنسرت در دو بخش اجرا می‌شود كه بخش دوم را گروه اشتياق بر اساس گزيده آنچه كه در چند سال گذشته در خارج از كشور انجام شده، اجرا می‌كند و اين كنسرت اولين كنسرت رسمی گروه اشتياق است و قسمت اول برنامه كوارتت‌زهی به اتفاق تار علی قمصری و 2 پركاشن و سازهای زهی است.

 

کوارتت‌زهی، ساز هم‌خانوده سازهای ایرانی

«علی قمصری» آهنگساز و نوازنده تار گروه اشتياق نيز درباره اين كنسرت بيان كرد: كوارتت‌زهی حرف تازه‌ای است كه می‌خواهيم در اين كنسرت بزنيم كه با تاكيد كمانچه يك، كمانچه دو، كمانچه آلتو و كمانچه باس به صورت عملی تجربه می‌شود. چون اين ايده به ذهنم رسيد كه در كنار كنسرت متوعی از سازهای ايرانی نياز به ساز هم‌خانواده‌ای نيز داريم كه امكانات وسيع‌تری از نظر ديناميك (شدت و ضعف صوتی) مشخص و مسايل زيادی از نظر تنوع صدايی داشته باشيم.

وی در ادامه افزود: اين كنسرت زهی به عنوان مكمل برای گروه ايرانی است. به همين دليل سعی كردم بر روی كوارتت‌زهی كار كنم. از ديگر دلايل استفاده از كوارتت‌زهی اين است كه هر آهنگساز اولين ايده‌ای كه به ذهنش می‌رسد گروه زهی است و به همين دليل به سراغ موسيقی غربی می‌رود و اين عمل موسيقی ما را دچار مشكل می‌كند چون موسيقيدانان غربی با موسيقی ما آشنايی ندارند.

قمصری ديگر نوازندگان كنسرت گروه اشتياق را چنين برشمرد: سهراب پورناظری نوازنده كمانچه و نگار خاركن نوازنده كمانچه آلتو است و چون تا به حال ساز كمانچه در گروه ايرانی تجربه نشده، تصميم گرفيتم اين ساز را در گروه خود داشته باشيم. [انگاری نام ِ «شروین مهاجر» (نوازنده‌ی کمانچه، از اعضای گروه کامکار و یکی‌از هنرمندانِ آلبوم «ناشکیبا» از «اردشیر کامکار و همایون شجریان») که «فارس بی‌سواد» در خبرش نقل‌کرده‌بود، این‌جا دیده‌نمی‌شود!!!]

وی اضافه كرد: وجود اركستر زهی ايرانی باعث می‌شود دست آهنگسازان ايرانی برای نوشتن نت بازتر باشد.

 

اجرای اشعار مولانا در دستگاه نوا در بخش دوم کنسرت

قربانی در ادامه سخنان قمصری به بخش دوم كنسرت اشاره كرد و گفت: بخش دوم در دستگاه نوا اجرا می‌شود و اجرای كار در دستگاه دشتی پايان می‌يابد. اشعار اين كنسرت از مولانا است و 2 يا 3 قطعه بی‌كلام هم اجرا می‌شود كه دو تای آن توسط علی قمصری و يك قطعه ديگر توسط احسان چگينی تنظيم و آهنگسازی می‌شود. تنظيم و آهنگسازی قطعات باكلام نيز كار خودم است كه برای اولين بار است كه اين مسأله عنوان می‌شود.

وی افزود: بعد از ملحق شدن علی قمصری به گروه اشتياق، روی تنظيمات چندصدايی‌بودن كار كرد و قطعات پريزاد، غلام قصر، در عاشقی كه با اشعار مولانا و در دستگاه نوا اجرا شد را كار كرد. بخش اول كنسرت نيز كوارتت‌زهی و در دستگاه همايون است.

قربانی در پاسخ به يكی از خبرنگاران مبنی بر اجرای گروه در شهرستان گفت: ممكن است در شهرستان با رضايی همكاری داشته باشم و اين شهرستان به احتمال زياد قزوين خواهد بود به دليل جمعيت زياد و نزديكی به تهران و نيز تصميم گرفتم در پاييز با فرهاد فخرالدينی كنسرت ملی داشته باشم. [ما هم نفهمیدیم کنسرتِ ملّی یعنی چی...؟!]

 

چگونگی تهيه بليت كنسرت گروه اشتیاق

وی در پاسخ به يكی ديگر از خبرنگاران حاضر در نشست درباره چگونگی تهيه بليت كنسرت توضيح داد: از روز چهارشنبه 23 مردادماه بليت كنسرت از طريق مراكز فروش بليت از جمله شماره تلفن 84200 و خريد اينترنتی به آدرس www.parsconsert.com و نيز رزرو بليت در كنسرت‌های مختلف از جمله گروه شمس شهرام ناظری در دسترس خواهدبود و قيمت‌ها از ده، پانزده و بيست هزار تومان خواهد بود.

خواننده گروه اشتياق به همكاری خود با همايون خرم اشاره كرد و گفت: يكی از ويژگی‌های اين كار اين است كه برای اولين بار نيمی از قطعات از كارهای استاد خرم بعد از انقلاب است چون كارهای ديگر از اجراهای قديم استاد بود كه بازخوانی شده بود ولی اين كار از كارهای جديد استاد با اشعار حافظ است كه در شهريورماه به بازار می‌آيد.

قمصری نيز به ديگر آلبوم‌های خود اشاره كرده و افزود: آلبوم «هنگام جادويی» برگرفته از اشعار شفيعی كدكنی همزمان يا دو هفته پس از كنسرت آماده خواهد شد و همچنين آلبومی با همكاری همايون شجريان خواهم داشت كه احتمالاً تا 6 ماه ديگر آماده می‌شود.

قربانی در پايان نشست به اجرای كنسرت گروه اشتياق در كشورهای ديگر اشاره كرد و گفت: در كشورهای سوئيس، بلژيك، فرانسه و نيز چند شهر آلمان كنسرت خواهيم داشت.

|

آن‌چه خواندید ویرایش‌نشد!

و البته نیاز چندانی نداشت!!

اصلِ مطلب هم این‌جاست.

|

نیازی به توجّه زیاد نیست، که: چه‌قدر تفاوت میانِ ساختار ِ یک خبر از دو سازمانِ مختلف هست! ...و تنها شباهت این دو خبر چیزی جز «غلط‌نویسی» نبود!!

خبرگزاری‌ها «دولتی» ایرانی، چنان از نشانه‌گذاری و بازخوانی و بازنگاری اخبار خود عاجزند که...؛ بگذیرم، شاید _به‌راستی_ سوادش را ندارند!!!

اگر به‌جهتِ سرعتِ اطّلاع‌رسانی، کیفیّتِ آن را نادیده بگیریم و چشم از انبوهِ غلط‌های املایی و انشایی و خبرگزارانِ «دولتی»مان بپوشانیم، انحصاری‌بودنِ خبر در چنگِ این نهادهایِ «دولتی» را نمی‌توان...! مگر این‌که منبع یک خبر، منشأ آن باشد و از طریق روابط‌عمومی «خصوصی»، به اطّلاع ِ خواننده‌گان برساند که:

به منظور جلوگیری از ایجاد بازار سیاه برنامه ریزی شد

نوبت فوق‌العاده فروش بلیت کنسرت همایون شجریان

چهارشنبه، 23/تیر/1387

شرکت دل‌آواز اعلام کرد: به‌منظور جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده و ایجاد تسهیل برای کلیه علاقه‌مندان به حضور در کنسرت همایون شجریان و گروه دستان، فروش فوق‌العاده بلیت کنسرت روز سه‌شنبه 29 مرداد در سامانه اینترنتی فروش بلیت انجام خواهد شد.

به‌گزارش روابط عمومی کنسرت، از آنجایی که طی هفته گذشته شایعاتی مبنی بر ایجاد بازارسیاه بلیت کنسرت همایون شجریان و گروه دستان شنیده شده است، شرکت دل‌آواز تعداد محدودی بلیت این کنسرت را در نوبتی فوق‌العاده، از ساعت 9 صبح روز سه‌شنبه 29 مرداد تا ساعت 13 همان روز در سامانه اینترنتی www.shajarianconcert.com به علاقه‌مندان عرضه خواهد کرد.

در این نوبت فوق‌العاده، پرداخت اینترنتی یکی از مراحل فروش بلیت است که می‌بایست در زمان انتخاب بلیت انجام شده و خرید بلیت در همان مراجعه اول قطعی شود. محدودیت خرید بلیت در این نوبت 3 قطعه برای هر نفر در نظر گرفته شده است.

علاقه‌مندانی که در این نوبت فوق‌العاده اقدام به خرید بلیت می‌کنند، صبح روز هر اجرا در محل شرکت دل‌آواز بلیت‌های خود را تحویل خواهند گرفت.

کنسرت همایون شجریان و گروه دستان طی روزهای 31 مرداد، اول، سوم و چهارم  شهریور در تالار بزرگ کشور برگزار خواهد شد.

|

آن‌چه خواندید ویرایش نمی‌خواست،

که دل‌آوازی‌ها اطّلاع‌رسانی را می‌دانند!

اصلِ مطلب هم این‌جاست.

|

روا نیست ما چنین سخن‌درازی کنیم که بزرگان بارها اعتراض کرده‌اند به سیاستِ «انحصاری» خبررسانی جمهوری اسلامی ایران؛ همان‌دم که در گپ‌وگفتِ روتینِ «محمود احمدی‌نژاد»، مجری نیمه‌مستقل تلویزیون، «مرتضا حیدری»، ناگاه روی از جسارت برداشت و همه‌ی روزنامه‌های مخالف را جز ایران و کیهان، «بولتن» نامید، جنابِ «مهدی دوست‌دار»، نویسنده‌ی همه‌فن حریف و قلم‌ظریفِ هفته‌نامه‌ی «امید جوان» معترض شد که... پیش‌تر در این پست نوشته‌ام:

اعتمادِ «همايون شجريان» به روزنامه‌نگارانِ وطنش، ايران!

بالابلندِ عشوه‌گر ِ نقش‌باز ِ من،
کوتاه‌کرد قصّه‌ی زهدِ دراز ِ من!
[مُستَفعَلُن فَعَلاتُن، مُستَفعَلُن فَعَلات]
» رندِ شیراز!


..:. پس‌نوشت:

1. عکس‌هایی که در این پست به‌کار گرفتیم، به‌جبر ِ وقت و بضاعتِ وب، چندان جلوه‌یی مقابل دیده‌گانِ فرهنگی-هنریِ شما ندارند! سلیقه‌ی ما هم که تعریفی ندارد!! با این تعریف، اگر لطف بفرمایید و رویِ هرکدام اشاره‌نمایید، در اندازه‌ی راستین و به‌ترین، نمایش داده‌می‌شوند! هم‌چنین سرفراز می‌کنید اگر هم‌نفس ِ بادِ صبا شوید و نظر بدهید و وب‌گل خود را راه‌نمایی کنید...!

2. «نگار خارکن، سهراب پورناظری و شروین مهاجر» نام نوازنده‌گانِ نام‌آشنایِ نیمه‌مشهور ِ عاشقِ گروه «اشتیاق» بودند؛ عکس‌هایی از آن بانویِ جوان بود در بایگانی‌ی‌مان که رسید به‌نظرتان، امّا چیزکی با اندک‌کیفیّتی از «سهراب»خان یافتیم و هیچ از «شروین مهاجر»جان! از دوستانی که درچنته عکس دارند، تقاضای کمک داریم...!

3. تاکنون اگر از جانانِ «وب‌گل» بوده‌یید، می‌دانید شیوه‌ی تصویرنگاری و عکس‌گذاری مارا؛ شلوغ و پرغوغا! کاری نمی‌توانید کرد مگر این‌که اگر عکسی را در نمایِ حقیقی‌اش می‌خواهید، درخواست‌کنید!

برگه‌ی ِ 133-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

...

«آلبومی با آقای «همایون» آماده‌کردیم امّا [انتشار آن] به‌دلیل تکرافیکِ کاریِ آقای «شجریان» و شرکت «دل‌آواز»، تأخیر پیداکرد؛ شرکت‌شان هرسه‌چهارماه باید یک آلبوم منتشرکند و انتشار ِ آلبوم مشترک، عقب‌افتاد. یک‌سری سیاست‌های کاری باعث‌شد تا هم‌کاری‌شان با گروه «دستان» انجام‌شود».

...

 

[چهره‌ی «همایون شجریان» روی ِ جلدِ آلبوم «نقش خیال» / عکس: مژگان شجریان | اجرای پوستر: سهند سلطان‌دوست / وب‌لاگ اختصاصی همایون شجریان]

آنان که گوش ِ جان به «نقش خیالِ» «همایون شجریان» سپرده‌اند و از آهنگ‌سازی آن جوانِ 24ساله لذّت‌برده‌اند، با خواندنِ شماره‌ی پنجاه‌وپنج ِ مجله‌ی بخشِ خصوصیِ «شهروندِ امروز»، به شکوفایی‌هایِ «علی قمصری»، پیش‌از سالِ نوآوری پی‌برده‌اند!!!

 

...

[شهروند امروز(ش55)]: ضمنِ این‌که قرارست آلبوم مشترکِ همایون و دستان هم به‌زودی منتشرشود.

[علی قمصری]: بله؛ هم‌زمان با کنسرت‌شان، آلبوم به‌بازار می‌آید. به‌احتمالِ قوی، آلبومِ ما که نامش «آب، نان، آواز» خواهدبود، تا 6ماهِ دیگر منتشرمی‌شود».

...

 

یک‌شنبه‌یی که گذشت، بیستم ِ مرداد بود، و هفته‌نامه‌ی خبری-تحلیلی «شهروند امروز»، بار ِ دیگر، «همایون شجریان» را نشانه‌رفت، امّا این‌بار با عکسی تمام‌قد سفید، رویِ جلدی سرخ و جنجالی...!

انگاری، سه‌سالی‌ست که «شهروند امروز» یک‌شنبه‌ها رویِ دکّه می‌آید و هزارتومان نصیبِ روزنامه‌فروش می‌کند! تازه‌گی یک‌اسکناس پانصدی هم باید اضافه کنی و «پرونده‌سازی‌ها و خبرهای اختصاصی و مصاحبه‌های ویژه»ی گاه‌نامه‌یی را بخری که سردبیر ِ تیز و ریز ِ آن «محمّد قوچانی»ست! «شورای نویسندگان و دبیران» از کسانی سر ِ هم شده‌اند که سردم‌دارانِ «شرق» بودند و گاه‌وبی‌گاه در «کارگزاران» و «اعتماد» و «آفتابِ یزد» قلم‌می‌زنند و چندتَنی هم پایِ ثابتِ ستون‌های روزنامه‌ی شیخ ِ اصلاحات (حجت‌الاسلام «مهدی کروبی») هستند؛ «اعتماد ملّی»! «شهروندیان» همواره، اعتراض خودرا روی جلد و پشتِ آن، زیرکانه استوار می‌نمایند و روی لوگو را مزیّن به عبارت «مجله بخش خصوصی» می‌سازند!! صاحب‌امتیاز هم «شرکت پیوند سلیم» است؛ «خصوصی»بودن یعنی دستِ دولت‌مردانِ مهرورز کوتاه...؟! جای‌جایِ این خصوصی-مجلّه، نام‌های آشنا به‌چشم می‌آیند: از رئیس شورای سیاست‌گذاری که «محمّد عطریان‌فر» _مدیرمسؤول روزنامه‌ی شرق_ باشد بگیر تا دبیر تحریریه‌های شلوغ، «رضا خجسته‌رحیمی»! آن شکارچی لحظه‌های سیاسی-فرهنگی-هنری هم هست: «رضا معطّریان» (دبیر ِ بخش عکس)!

بنده‌گانِ خدا، در تمام ِ مدّتی که از وزارتِ ارشادِ اسلامی عمرگرفته‌اند، هرچهره‌ی صداداری را سوژه کرده‌اند و صدای خیلی‌های دیگر را درآوردند!

http://www.shahrvandemroz.blogfa.com

 

درست یک‌سالِ پیش _یک‌شنبه، 14/مرداد/1386_ تمام‌رخ ِ هوشمندانه‌ی «محمّدرضا شجریان»، شگفتانه رویِ جلدِ «شهروند امروز» جای‌گرفت و...

 [«هم‌سُرایی سیاوش و همایون»؛ رویِ جلدِ «شهروند امروز»، 14/مرداد/1386، پرونده‌یی برای شجریان‌ها]

«مجید رئوفی» که ام‌سال «شجریانِ پسر» را زیر ِ پرسش‌های پراکنده و پیش‌رفته‌ی خود برده، آن‌روز هم در شصت‌وسومین برگه‌ی گاه‌نامه، «شجریانِ پدر» را می‌ستایید:

ما شجریان را داریم؛

میراث‌دار باربّد

...شجریان را داریم، پس می‌توانیم همچنان سرمان را بالا بگیریم و به زنده‌بودن موسیقی ایرانی افتخارکنیم. شجریان را داریم، پس از انتظارکشیدن برای شنیدنِ نواهای جدید و مسحورکننده، که هرشنونده‌ای را منقلب می‌کند، دست‌برنمی‌داریم، منتظرمی‌نشینیم و چشم به‌در می‌مانیم؛ با شجریان هنوز به‌ظهور شاه‌کاری مثل «شب، سکوت، کویر»، از دلِ این «سکوتِ آزاردهنده‌ی موسیقی ملّی، امیدواریم... می‌توانیم دوباره و هزارباره، صدای آسمانی او را بشنویم و هربار به کشف و شهودِ لطایف نهانی صدایِ او نایل‌شویم. شجریان را داریم، پس از هجوم بی‌مروّت کار-نابلدان، دل‌نگران نیستیم. با حضور ِ او، از هجمه‌ی تخریب‌گرانِ میراث «باربد و نکیسا» باکی نداریم...

|

آن‌چه آمد، پاره‌یی بود؛

همه‌ی این نوشتار ِ امّیدوار را در

وب‌لاگِ اختصاصی همایون شجریان

به‌کوشش: سهند سلطان‌دوست

بخوانید و نظر برانید!

|

هم‌زمان با کنسرتِ استاد «محمد رضا شجریان» و گروه «شهناز»، به‌سرپرستی «مجید درخشانی» _که از 29خرداد تا 9تیرماهِ 1387، با 13جوانِ صحنه‌ندیده برگزارشد_ «شهروند امروز» نخستین‌بار کوچک‌نمایی از «همایون شجریان» را روی جلد انداخت؛ هم‌راهِ نمایه‌ی «گفت‌وگوی اختصاصی با همایون شجریان»:

هم همایون، هم شجریان!

ناخودآگاه شبیه پدرم شدم!!

شهروند امروز؛ ش51، یک‌شنبه، 2 تیر 1387

صفحه‌های فرهنگ‌وهنر / 100تا105

...

[سمیرا کامران / شهروند امروز(ش51)]: وقتی 15ساله بودید چه‌نوع موسیقی‌یی گوش‌می‌کردید؟ آیا تابه‌حال _مثلاً_ «Pink Floyd» گوش‌کرده‌یید؟.

[همایون شجریان]: بله، زیاد؛ من «The Wall» پینک‌فلوید را خیلی گوش‌می‌کردم. بعضی از موسیقی‌ها در یک سبک و شیوه‌ی خاصّی اجرامی‌شد، و مربوط به فرهنگِ خاصّی است؛ باید این موسیقی را شناخت.

...

شما اسم «حسن نامجو» را شنیده‌یید؟

چندوقت پیش یک سریالی پخش‌می‌شد که صدای ایشان را ازطریق آن شنیدهم، ولی متأسّفانه کارهای ایشان را گوش‌نکرده‌ام...

...

تابه‌حال کارهای شما در ایران سانسور شده‌است؟

نه، هیچ‌وقت!

...

شما هنوز در زمین فیضیّه‌ی نزدیک جمشیدیه فوتبال بازی‌می‌کنید؟!

آن‌جا نمی‌روم ولی جاهای دیگر بازی می‌کنم...

|

پاره-پوره‌هایی که آمد، حاشیه‌های

یک گفت‌وگوی صمیمی را بیان‌می‌کرد!

این‌هم متنِ کاملِ گفت‌وگو از

وب‌لاگِ اختصاصی همایون شجریان

به‌کوشش: سهند سلطان‌دوست

|

 

«هَزار در درستان» نام پرونده‌ی ویژه‌ی گروهِ موسیقی «شهروند امروز»ست  که در تازه‌شماره‌ی پنجاه‌وپنج خود، 12برگ (78 تا 89) را به «همایون شجریان» اختصاص‌داده‌اند:

1. با «همایون شجریان» به‌مناسبت اولین کنسرت مستقل با گروه دستان در تهران، «مجید رئوفی» و «آرش نصیری» گفت‌وگو می‌کنند /

2. نخستین‌بار «مژگان شجریان» رویِ صندلی مصاحبه‌ی اصحابِ رسانه می‌نشیند، مقابل «آرش نصیری» /

3. «ظرفیّت‌های یک آوازخوان» را از «سیّدابوالحسن مختاباد» [که نباید با برادر خواننده‌اش «عبدالحسین» اشتباه‌بگیرید!] عارض‌می‌شود /

4. چندخطّی «به‌یادِ پدربزرگ» درباره‌ی «حاج‌مهدی شجریان» می‌نویسند /

5. «سما بابایی» به پرس‌وجو از «سعید فرج‌پوری» پیرامون گروهِ دستان، همایون شجریان و کنسرت تابستانی‌شان می‌رود /

6. امیدواری‌های «حسین بهروزی‌نیا» را جویامی‌شوند که می‌خواهد «با استاد شجریان هم کنسرت بدهد» /

7. و از «علی قمصری» می‌پرسند:

فضایِ آلبوم ِ جدید در امتدادِ آلبوم قبلی‌ست [نقش خیال] یا بیش‌تر به حال‌وهوایِ موسیقی [سنّتی] ایرانی نزدیک‌شده‌یید؟

کلّاً سازبندی ایرانی‌ست، امّا یک سازبندیِ جدید؛ یک اُرکستر بزرگِ زهیِ ایرانی را تشکیل‌دادیم. ارکستری که، تشکیل‌می‌شود از: کمانچه‌ی یک و دو، کمانچه‌آلتو، کمانچه‌باس.

این ارکستر حجم ِ بالایی دارد. یک‌طرفِ کار، ارکسترال است که کارها تنظیم‌شده‌اند، یک‌طرفِ کار هم کم‌تعداد هستیم؛ یک تار، عود، کمانچه و آواز هم‌راه با یک ساز ِ کوبه‌یی که با این چندساز، فضاسازی چندصدایی انجام‌داده‌ییم.

کار آماده‌ست؟

کار ضبط شده؛ فقط بخش‌هایی از وُکال [Vocal= آواز] مانده که به‌زودی ضبط‌می‌شود.

...

|

آن‌چه می‌آمد، پوره‌هایی بود؛

همه‌ی این گفت‌وگو را در

وب‌لاگِ اختصاصی همایون شجریان

به‌کوشش: سهند سلطان‌دوست

بخوانید و باز هم نظر برانید!

|

[علی قمصری، نوازنده‌ی تار و آهنگ‌ساز نقش خیال، مژده‌ی انتشار آلبوم «آب، نان، آواز» را با همایون شجریان داد]

 

تب‌وتابِ این خبرها نیآرامیده بود که خبرگزاری بی‌سواد «فارس» هم رخصتِ عیّاری یافت!

آلبوم «آب، نان، ‌آواز» با صدای «همایون شجریان» منتشرمی‌شود.

خبرگزاری فارس: آلبوم «آب، نان، ‌آواز» با صدای «همایون شجریان» و آهنگ‌سازی «علی قمصری» منتشرمی‌شود.

[تکرار یک تیتر ِ خبری در دوجمله از ابتکاراتِ «فارسِ خبرگزار» است!]

به‌گزارش خبرنگار موسیقی فارس، در نشست مطبوعاتی گروه «اشتیاق» که صبح امروز [دوشنبه، 21/مرداد/1387] در «خانه‌ی هنرمندان» برگزارشد، علی قمصری، آهنگ‌ساز، گفت: «اثری را با صدای همایون شجریان دردستِ انتشار داریم که احتمالاً نام آن «آب، نان، ‌آواز» خواهدبود».

وی ادامه‌داد: «این اثر به‌زودی در بازار موسیقی منتشرخواهدشد».

این آهنگ‌ساز درخصوص دیگر آلبوم‌های دردستِ انتشار ِ خود، افزود: «آلبوم دیگری را نیز در مسیر ِ انتشار دارم که براساس اشعاری از «شفیعی‌کدکنی» است؛ که امیدوارم هم‌زمان با کنسرت‌مان در «کاخ نیاوران» واردِ بازار موسیقی شود.

|

آن‌چه خواندید «ویرایش»شده بود،

گرنه سوادِ «فارس» تعریفی ندارد!

نه در ویراستاری، نه خبرنگاری!!

اصلِ مطلب هم این‌جاست.

|

 

از این خبررسانی، چندان به‌نظر می‌رسد که: یا «کنفرانس مطبوعاتی علی قمصری، علی‌رضا قربانی و گروه اشتیاق» درحدودِ 5-6دقیقه بوده و وقتِ حضّار را نستانیده، یا خبرگزاری اعظم ِ فارس از شیوه‌ی اطّلاع‌رسانی حقیقی، چیزی جز 5-6صفحه کتاب نخوانیده و وُسعش همین کمیّت و ایضن کیفیّت‌ست و بس!

[همایون شجریان، در نشستِ خبری کنسرتِ تابستان 1387؛ عکس: حمید هرسی (فارس)]

در این موارد، خبرگزاری‌ها به‌نظر خودشان «یه‌خبر و ده‌پست» می‌کنند و به‌اصطلاح ِ خودمان، «کم‌فروشی»! «فارس» هم زرنگی می‌کند و دنباله‌ی خبر را در صفحه‌ی دیگری به‌خیکّ‌ِ مخاطب می‌بندد؛ یک خبر با نونِ اضافه!

«علی‌رضا قربانی» در کاخ نیاوران می‌خواند.

خبرگزاری فارس: کنسرت «علی‌رضا قربانی» به‌هم‌راه گروه «اشتیاق» و کوارتت زهی ایرانی، 7ام و 8ام شهریور، در کاخ نیاوران برگزارمی‌شود.

به‌گزارش خبرنگار موسیقی فارس، در نشستِ مطبوعاتی که صبح امروز [دوشنبه، 21/مرداد/1387] با حضور «علی‌رضا قربانی»، خواننده و «علی قمصری»، آهنگ‌ساز، در «خانه هنرمندان ایران» برگزارشد، «علی‌رضا قربانی» گفت: گروه «اشتیاق» قریب‌به 5سال‌ست که در فستیوال‌های مختلف بین‌المللی، در اروپا و آفریقا کنسرت داشته‌است؛ که این اتّفاق ما را بر این داشت که کنسرت مستقلی در ایران داشته‌باشیم.[مواردی حشو در بایگانی «فارس» شده‌کشف!]

وی با اشاره به چگونگی برگزاری این کنسرت افزود: در این برنامه که اوّلین کنسرت رسمی گروه «اشتیاق» در ایران است، به‌هم‌راه «کوارتت زهی»، در 2بخش، به‌روی صحنه می‌رویم:

در بخش اوّل، «کوارتت زهی» _به‌رهبری «علی قمصری»_ اجرایی در «دستگاهِ همایون» خواهند داشت و در بخش دوم نیز با گروه «اشتیاق»، قطعاتی از ساخته‌های خودم را در «دستگاه نوا» و «[آواز] دشتی»، براساس اشعاری از «حضرت مولانا»، اجراخواهیم‌کرد».

این خواننده، در خصوص فروش بلیت‌های این کنسرت، بیان‌داشت: بلیت‌های کنسرت، از چهارشنبه 23 مرداد، در مراکز فروش و در سایت «پارس‌کنسرت»، به قیمت10، 15 و 20هزار تومانی به‌فروش خواهدرسید.

وی با اشاره به قیمت‌های گزافِ بلیت‌های کنسرت‌ها، اظهارداشت: «من اعتقاد دارم باید حد پایین قیمت بلیت‌ها حفظ شود تا تعداد مخاطبات [احتمالن منظور فارس «مخاطبان» بوده!] بیش‌تری بتوانند از کنسرت‌ها دیدن‌کنند».

[علی‌رضا قربانی، در افتتاحیه خانه ترانه؛ عکس: علی شایگان‌فرد (فارس)]

درادامه‌ی این نشست، «علی قمصری»، آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی تار، درخصوص این کنسرت گفت: «یکی از حرف‌های جدید در این کنسرت ایده‌ی گروه زهی یا «کوارتت زهی» است که با ترکیب کمانچه‌ی 1 و 2، کمانچه‌آلتو و [کمانچه]باس تجربه‌می‌شود، و از آن‌جایی که در موسیقی ایرانی، ارکستر ِ هم‌گِن نداشتیم، ایجاد یک ارکستر هم‌گن [ارکستری که مثل ویلن گروهِ سمفونیک غربی، دارای چندن نوع از سازهای یک‌سان باشد] به‌ذهنم رسید؛ چراکه درکنار ِ ارکستر ِ متنوعی از سازهای ایرانی، ما نیاز به ارکستر هم‌خانواده هم داریم».

وی با اشاره به اعضای این کوارتت، بیان‌داشت: «در این کوارتت «سهراب پورناظری» و «شروین مهاجر» [دو موسیقی‌دانِ جوانِ کُردستانی] (کمانچه)، «نگار خارکن» [کمانچه‌کش گروه هم‌آوایانِ استاد حسین علیزاده] (کمانچه‌آلتو) و «مصباح قمصری» [که در آلبوم «نقش خیال»، کلارینِت، دودوک و دیجیریدو می‌نواخت] (کمانچه‌باس)، حضوردارند».

[نگار خارکن، در کنسرتِ گروه هم‌آوایان، مجید خلج و استاد حسین علیزاده، شهریورماهِ 68؛ عکس‌ها: فرهنگ‌وآهنگ /ایسنا]

به‌گزارش فارس، در ادامه‌ی این نشست، «علی‌رضا قربانی» درخصوص هم‌کاری خود با ارکستر ملّی گفت: «امسال قرار بود با «[استاد] فخرالدینی» در 3ماهِ تابستان، برنامه داشته‌باشیم، امّا به‌واسطه کنسرت گروه اشتیاق و انجام تمرینات، و نیز کمبود فقط [حتمن کم‌بودِ وقت!]، نتوانستم در خدمتِ ایشان باشم؛ امّا قرارست در پاییز، با ارکستر، در تهران و شهرستان‌ها، ازجمله قزوین، اجراهایی را داشته‌باشم».

این خواننده با اشاره به آلبوم‌های در راهِ انتشارش، بیان‌داشت: درحالِ حاضر، 2اثر را دردستِ انتشار دارم که امیدوارم یکی‌از آن‌ها که هم‌کاری با استاد «همایون خرم» است تا شهریور منتشرشود» [اسفندِماهِ سالِ گذشته، استاد «همایون خرّم» نیز مژده‌ی انتشار آلبوم «رسوای زمانه» را باصدای «علی‌رضا قربانی» داده‌بودند +]. وی ادامه‌داد: «یکی‌از ویژگی‌های این اثر این‌ست که برای اوّلین‌بار، نیمی از قطعات، از ساخته‌های جدیدِ [استاد] «خرم» _بعد از سه دهه‌ی پیروزی انقلاب_ است. این اثر بر روی اشعار «حافظ» است که کار ِ ضبط، میکس و ادیت آن تمام‌شده و در مرحله‌ی انجام کارهای نهایی‌ست، که امیدوارم شهریورماه منتشرشود». «قربانی» با اشاره به نام این آلبوم گفت: «درحالِ حاضر، «راز دل» را بر این آلبوم گذاشته‌ایم، امّا من فکر می‌کنم درگذشته آلبومی با این نام منتشر شده‌است؛ که اگر چنین باشد، اسم را تغییر خواهیم‌داد» [از هم‌کاری «محمدرضا شجریان» با گروه اساتیدِ «فرامرز پایور» در تیرماهِ 1358، مجموعه‌ی «پیغام‌های انتظار» منتشرشد که (1.)«راز دل» در «دشتی» و (2.)«انتظار دل» در «سه‌گاه»، حاصلِ ضبطِ زنده‌ی کنسرت‌های آن دوران بود؛ اشعار بیدادگر ِ استاد «هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)» و تصانیفِ انقلابی «عارف قزوینی» در این 2اثر، با طرّاحی بی‌نظیر «محمّد عرفانیان»،  مانده‌گار شد.

«علی‌اصغر بهاری، جلیل شهناز، محمّد موسوی و محمّد اسماعیلی» در «انتظار دل» جانانه می‌نوازند. گروه «پایور» را نیز در «راز دل»: «رحمت‌الله بدیعی، هوشنگ ظریف، محمّد دل‌نوازی، حسن ناهید، فرهادپور، پروین صالح، پروین شکالور، منوچهری و محمّد اسماعیلی» تشکیل‌می‌دهند].

وی با اشاره به آلبوم گروه «اشتیاق» افزود: «کارهای نهایی این [نیز] آلبوم تمام شده، امّا با اولویّت‌بندیی که برای انتشار ِ این 2اثر انجام‌داده‌ایم، اسفند و یا بهار ِ سالِ آینده، منتشرخواهدشد».

«علیرضا قربانی» در خاتمه، خاطرنشان‌کرد: «بعد از این کنسرت، اجراهایی را نیز در سویس، بلژیک، فرانسه و آلمان خواهیم‌داشت».

|

آن‌چه خواندید بازهم «ویرایش»‌شده بود،

گرنه ما که بی‌کار نیستیم!

اصلِ مطلب هم این‌جاست.

|

دنباله‌دارد...

برگه‌ی ِ 132-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

[نماى نخست روزنامه‌ى اعتماد در روز يك‌شنبه، 13 مرداد87: «همايون شجريان»؛ عكس: ميلاد پيامى]

 

وه چه صبحى بود، يك‌شنبه (13/مرداد/1387) روى ساعت هفت، كه وانت پخش مطبوعات، به دكّه‌ى مطبوعاتى ِ از خواب برنخواسته، اعتماد كرد و يك‌دسته روزنامه زير پيش‌خوانِ آن گذاشت و رفت... خورشيدِ سيگارفروشِ روزنامه‌دار هنوز از مشرقِ ساغر نطلوعيده‌بود و ملّتِ بى‌كار در صفِ اتوبوس معطل‌بودند... تاكسى‌هاى زردِ سرنشين‌ندار و وَن‌هاى سبز گران‌بار و... من، بى‌آزار؛ كنارگوشه‌يى به‌تماشاى خنده‌بازار ِ غم، منتظر آهن‌پاره‌يى بودم، تا به‌تركِ اين‌سر ِ شهر به آن‌ور ِ شهر، سوارش شوم...

زان پيش‌تر: كه عالم ِ فانى شود خراب،
ما را زجام ِ باده‌ى گل‌گون... خراب‌كن!

[مُفتَعِلُن فاعِلات مُفتَعِلُن فَعَلُن!]
» پيره‌رندِ شيرازى، حافظِ زبان‌درنهان!

چشم ِ خواب‌آلودم عكس آشْنا ديد...


براى سردرآوردن از ماجرا و تماشاى صفحه‌هاى روزنامه و پيوند به اصل گفت‌وگو...:


[دنباله‌یِ نوشتار...]

برگه‌ی ِ 131-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

دوستان در نظراتِ پستِ پيشين، توفان به‌پا كرده‌بودند كه اين‌همه رنگ و روىِ تازه‌ى «وب‌گل»، ياراى چشم ما نيست و دليلش چيست؟!

مُرادم از «انقلاب رنگ‌ها» را پيش‌تر گفته‌بودم؛ امّا انگار نه شما را با آن شد سازگار، نه ما را رسانيد به نگار!

آتش را بس نمى‌كنيم! ولى، كمى از سرعتِ خود مى‌كاهيم و سر و تهِ رنگ‌ها را به چند مورد مى‌بنديم:

الف)    نوشتار وب‌گل

ب)      گفتار ديگران

پ)      شعر كهن و نو

ت)      مثل و متل و كنايه

ث)      پى‌نوشت

ج)      توضيحات اضافه

چ)      تيغ ِ تيز وب‌گل!

ح)      تيغ ِ تيز ديگران!

خ)      از واژه‌نامه‌ى ده‌خدا

د)       پيوندهاى مطالب

ذ)       سرنوشتار و عنوان مطالب

ر)       وزن اشعار

 

در فكر آن نه‌ايم كه دشنام يا دعاست
يادش به‌خير هركه زما ياد كرد...
[مَفاعِلُن فَعَلاتُن مَفاعِلُن فَعَلات]
» صائب تبريزى

 

 

برگه‌ی ِ 130-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

[در اين‌جا چار زندان‌ست / به‌هر زندان، دوچندان نقب، در هر نقب چندين حجره؛ / و درهر حجره چندين مرد در زنجير...
وب‌گل‌نامه؛
احمد شاملو (ا. بامداد)
شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها
--اشاره‌كنيد به نمايش در نماى بزرگ]

فراز ِ زنده‌گى پُرنشيب «احمد شاملو» از هژده دفتر ِ شعر مى‌گذرد و با هزاران‌برگ «كتاب كوچه» هم تمام‌نمى‌شوَد! سر از زندان درمى‌آورد و تَه از بيمارستان!!

...

[نماچهره‌ى «احمد شاملو» از نگاهِ دوربينِ «هم‌سرش: «آيدا سركيسيان»، سال: 1358
وب‌گل‌نامه؛
احمد شاملو (ا. بامداد)
شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها
--اشاره‌كنيد به نمايش در نماى بزرگ]

«احمد شاملو» شاعر ِ زندان‌رفته‌يی‌ست؛ که اشعار ِ «آزادی‌خواهانه»اش، سال‌هایِ استبداد، برسر زبان‌ها جاری‌بود...: همانی‌که حتّا امروز هم «يه شبِ مهتاب»اش را سواربر تصاویر ِ گذار ِ تاریخى ِ ملّتِ ایران و مجموعه‌ى افتخارات ایرانیانِ مسلمان می‌کنند و نمایش‌می‌دهند...! هنوز هم نوایِ «شهیداىِ شهر» از دلِ این ترانه به‌گوش می‌رسد...

يه شبِ مهتاب

ماه مياد تو خواب

منو مى‌بره

كوچه به كوچه

...

 

«شاملو» را فرياد مى‌خواهيم‌كنيم... هميشه او را پرچم ِ مبارزه كرده‌ييم و اعتراض؛ شاعرى كه در اين سراىِ بى‌كسى و باهمه‌ى سياه‌مشق‌هاىِ سياسى، حتّا «عاشقانه»هايش هم هنوز شعرهاى شبِ دل و دل‌بَرى‌ست...

من فكر مى‌كنم

هرگز نبوده قلبِ من

                        اين‌گونه

                                  گرم و سرخ

...

 


 

مى‌بينيد آن‌چه كه ديديد پاره‌پوره بود! تا نخوانيد، ندانيد كه «ز خونِ دلِ خود گُل آورده‌ييم...»! پس:


[دنباله‌یِ نوشتار...]

برگه‌ی ِ 129-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |

| اختصاصى از «وب‌گل» |

گويند «شاملو» را هم‌چو پيشين‌سال‌ها، مراسم ِ سال‌گردى بود امسال؛ امّا چه‌گونه احوال؟! باز هم با جنجال...

به‌زودى در «وب‌گل‌نامه» بخوانيد:

پاره‌گزارش‌هاى سال‌گردِ پليسىِ يادبودِ «احمد شاملو»؛ از زبانِ سوارانِ اتوبوس‌هاىِ كانونِ نويسنده‌گان و ديگرحاضران...

 


 

اين به‌زودى‌ها را اگر حاصل نمى‌بينيد «محال» ندانيد! كاخر ترافيكِ تهران در اين باغِ بى‌برقى نمى‌دهد مجالمان كه به‌روز كنيم وب‌گل را!!

برگه‌ی ِ 128-0 | در حکایت ِ «» | به حکایت ِ «وب‌گل» |
» نِمایه‌یِ چند نوشتار ِ پیشین...



Powered by  MyPagerank.Net

Under License of Creative Commons
All Rights Reserved

© Copyright 2006 - 2009